آبگیری
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم عمل آب گرفتن یا بیرون کشیدن عصاره میوهها.
- اسم پُر کردن مخزن، تانکر، آبانبار، و مانند آنها از آب.
- صفت مناسب برای گرفتن آب از آن.
- صفت (شیمی): گرفتن آب مواد به کمک گرما یا به روشهای دیگر.
- صفت (مواد): تاب کاری.
- صفت حوزه: [حملونقل دریایی]: پذیرش آب به داخل انبار یا یکی از اتاقکها برای اطفای حریق یا پذیرش آب در انبارهای ترازهگیری برای بالا بردن پایداری شناور.