آبیکاری
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- (کشاورزی): زراعت و کِشت با آب؛ در مقابل کِشت دیم.
- حوزه: [مهندسی مواد و متالورژی]: قرار دادن سطح زنگار زدایی شده آلیاژ آهنی در معرض هوا یا بخار آب، یا مواد دیگر در دمای مناسب و درنتیجه تشکیل لایه آبی رنگ اکسیدی نازک در سطح آن که شکل ظاهری آن را بهبود میدهد و بر مقاومت آن در برابر خوردگی میافزاید.