زه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم چله کمان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bowstring ; catgut ; chord ; cord ; gut ; hypotenuse ; string ; whipcord واژه هاى شامل زه ـ (14)
- اسم کناره چیزی.
- اسم نطفه.
- اسم بچه.
- اسم چشمه.
- اسم (شبهجمله): از ادات تحسین به معنی خوشا، آفرین.
- اسم زاییدن.
- اسم تراوش آب از درز چیزی.
- اسم ضمیر اول شخص مفرد، من، بنده.