خواستن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- تقاضای چیزی را داشتن، طلبیدن، خواهش کردن، آرزو داشتن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ask ; beg ; bone ; call ; choose ; desiderate ; desire ; intend ; invocate ; require ; solicit ; want ; will ; wish واژه هاى شامل خواستن ـ (10)
- (گفتگو):علاقه داشتن به کسی، دوست داشتن کسی و مهر ورزیدن به او.
- اراده کردن.
- قصد داشتن.