تمساح
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جانوری است خزنده و سخت پوست دارای چهار دست و پا، در آب به راحتی شنا میکند، اما همیشه در آب نمیماند، تخمهایش را در خشکی میگذارد. این حیوان دارای فک و دندانهای بسیار نیرومند میباشد، کروکودیل.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary alligator ; crocodile واژه هاى شامل تمساح ـ (3)