آفتابسوختگی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم وضع و حالت آفتاب سوخته.
- اسم تغییر رنگدادن پوست بدن بر اثر قرار گرفتن زیاد در زیر نور خورشید.
- اسم حوزه: [کشاورزی- زراعت و اصلاح نباتات، مهندسی منابع طبیعی- محیطزیست و جنگل]: مرگ بافت گیاه بر اثر تابش شدید آفتاب.