بز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary goat واژه هاى شامل بز ـ (18)
- اسم جامة کتانی یا پنبهای.
- اسم هر یک از گونههای جانوران پستان دار نشخوارکننده از تیره گاوان که جزو دامهای اهلی تربیت میشود و از گوشت و پنیر و پشم و کرک آن استفاده میکنند و به هیئت وحشی نیز به نام بز کوهی وجود دارد.
- اسم آیین، قاعده، طرز، روش.
- اسم پژ. پج:
- اسم پشتة بلند.
- اسم تیغ کوه.