هواپیما
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم وسیله نقلیه هوایی شامل بدنه، دُم و دو بال ثابت که با ایجاد واکنش دینامیکی در هوا حرکت میکند. وسیله ترابری هوایی یا وسیلهای که در هوا پرواز میکند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary aeroplane ; aircraft ; airplane ; flying machine ; plane ; ship واژه هاى شامل هواپيما ـ (77)