گله

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم شکایت، شکوه، اظهار دلتنگی و عدم رضایت.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary covey ; discontent ; drove ; flock ; gripe ; groan ; grumble ; herd ; quarrel واژه هاى شامل گله ـ (27)
  3. اسم زلف پیچیده و مجعد زنان چون موی زنگی.
  4. اسم رمه، رمة گاو و گوسفند.
  5. اسم پارچه‌ای که بر سقف خانه‌ها مانند سایبان بندند؛ آسمانگیر.
  6. اسم راهی که در میان دو کوه واقع شده باشد.
  7. اسم دانة انگور که از خوشه جدا شده باشد.
  8. اسم گوشه.
  9. اسم رنجش. شِکوه و شکایت.
  10. اسم دسته ای از حیوانات اهلی
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}