آنتروپی

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (فیزیک): کمیت فیزیکی متناسب با میزان بی‌نظمی یک سیستم و نشان‌دهنده میزان انرژی گرمایی غیرقابل تبدیل به کارِ آن.
  2. اسم (فیزیک ۱): معیاری برای نمایش تصادفی بودن یا بی‏نظمی هر دستگاه بسته.
  3. اسم (شیمی ۲): ویژگی یک سامانۀ ترمودینامیکی که تغییرات دیفرانسیلی آن از تقسیم تغییرات مقدار گرمای انتقال‌یافته به سامانه در فرایندی برگشت‌پذیر بر دما به‌دست می‌آید
  4. اسم (شیمی ۳): در یک فرایند هم‌دما، گرمای افزوده‌شده یا کاسته‌شده تقسیم بر دما
  5. اسم (فیزیک ۴): در دستگاه ترمودینامیکی بسته، معیاری برای نشان دادن مقدار گرمایی که قابل تبدیل به کار نیست.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}