کشف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- آشکار ساختن، پیدا کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary demodulation ; detection ; discovery ; finding ; intuition ; overture ; treasure trove واژه هاى شامل کشف ـ (27)
- صفت پیدایی.
- اسم لاک پشت، سنگ پشت.
- اسم بُرج خرچنگ، سرطان.
- اسم کوزة آبخوری سرپهن.