despatch (= dispatck)
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(despatch (= dispatck)): بازگشت به واژه despatch (= dispatck) despatch ايفاد کردن ،ايفاد،نامه فورى ،پيام فورى قانون ـ فقه : نامه يا پيامى است که حکومت براى نماينده خود در خارج از کشور مى فرستد و تعليمات و تذکرات خاصى به او مى دهد و همچنين هر مراسله اى را گويند که اين نمايندگان براى دولت خود مى نويسد کلمات مرتبط(3)