disassembly order
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(disassembly order): بازگشت به واژه disassembly order disassembly order دستور باز کردن و پياده کردن قطعات يک وسيله علوم نظامى : روش پياده کردن وسيله کلمات مرتبط(2)