شاشیدن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژه شاشیدن. [ دَ ] ( مص ) کمیز کردن. ( شرفنامه منیری ). بول کردن و کمیز کردن باشد. ( برهان قاطع ) ( شعوری ). پیشاب کردن. میزیدن. میختن. آب تاختن. پیشاب ریختن. زهراب ریختن. آب انداختن.( در ستوران ). جیش کردن. ( در اطفال ). چامیدن. ادرار کردن. شَفشَفَه. انتضاح. ( منتهی الارب ) : گفت این گربه بر صوفیی ما شاشید. ( اسرار التوحید ). تفشیج ؛ پا از هم دور نهادن جهت شاشیدن. ( منتهی الارب ). - پس شاشیدن ؛ در زبان محاوره تنزل کردن. ( فرهنگ نظام ). - امثال : مثل شتر پس میشاشد ؛ رو به انحطاط و تنزل میرود. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود. اگر نشاشیدی شب دراز است. ( فرهنگ نظام ). به زمین سفت نشاشیدی که برویت ورپاشد. ( فرهنگ نظام )؛ هنوز مواجه با مشکل و مانع نشده ای. بوته ای نشاشیده نگذاشته . ( فرهنگ نظام )؛ همه را گند زده. || غایط افکندن. ریدن. ریستن. || فروریختن آب و شراب و امثال آن باشد. ( فرهنگ جهانگیر…
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary micturate ; piss ; pumpship ; urinate
- ریشهشناسی واژهٔ «شاشیدن» (با منابع کتابی در انتهای متن) ۱) ریشهٔ ایرانی باستان: اوستایی و پهلوی اوستایی در اوستایی ریشهٔ فعلی šīč- / šič- با معانی: ریختن چکیدن ترشح کردن ثبت شده است. دادههای لغتنامهٔ دهخدا نیز اشاره میکند که «اصل شاشیدن ریختن آب است و در اوستا شیچ بوده است». پهلوی (فارسی میانه) در متون میانهٔ ایرانی: šēš- / šayš- «چکیدن، ریختن» šēštan / šēxtan «ریختن، پاشیدن» حفظ شدهاند. معنی اولیه «ریختن مایع» بوده و بعدها در زبان عامیانه معنای «ادرار کردن» گرفته است. --- ۲) ریشهٔ سانسکریت در سانسکریت ریشهٔ सिच् (sic-) به معنای: پاشیدن ریختن آب ترشح کردن کاملاً با ریشهٔ ایرانی šič- همریشه است. --- ۳) ریشهٔ هندواروپایی صورت بازسازیشدهٔ هندواروپایی: *seik- / *si̯g- معنی: چکیدن جاری شدن مایع ترشح همین ریشه در زبانهای دیگر نیز وجود دارد: یونانی: ἰκμάς «رطوبت» انگلیسی کهن: sigan «چکیدن…