بنفش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم کبود رنگ. رنگی غیراصلی که از ترکیب دو رنگ قرمز و آبی به دست آید.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary violaceous ; violet واژه هاى شامل بنفش ـ (11)
- اسم رنگی است فرعی که از ترکیب دو رنگ اصلی قرمز و آبی بدست آید.
- اسم نوعی از جواهر کریمه.
- صفت رنگ: مخلوط آبی و قرمز