اسکندر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم این اصطلاح ممکن است به سه بخش اِس - کَن - دَر قابل تجزیه باشد که کَن اصطلاحی زرتشتی و به معنی امروزی دهکده یا روستا ولی به در دنیای باستان به معنی شهر بزرگ و حتی پایتخت است، مانند کنها. به نظر میرسد اسکندر یعنی شهروند شهری بزرگ و معروف بودن آندوران است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary alexander واژه هاى شامل اسکندر ـ (1)
*سانسکریت اسکندر در سنسکریت سکنده skanda یعنی جهش کننده؛ ( در سغدی: نره سکندر narskander ) در وداها نام فرزانه ای بوده با نام سکنده کوماره skandakumra، پسر برهما Brahm یعنی همیشه جوان، شکست ناپذیر و دانشمند ودا. از آن جایی که الکساندر مقدونی این سه ویژگی را داشت، ایرانیان باستان نام او را برای الکساندر برگزیدند. پس اسکندر نامی سنسکریت است و برگرفته از الکساندر نیست.