باشه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- به معنای پذیرفتن، قبول کردن.
- (جانوری): یکی از پرندگان شکاری کوچکتر از باز، با چشمانی زرد رنگ، که رنگ پشتش خاکستری تیره و شکمش سفید با لکههای حنایی.
- قرقی، قوش.
- قوش؛ قرقی؛ پرندهای شکاری که شکارش پرندگان کوچک چون گنجشک و سار و کبوتر است.
- شکل محاورهای سوم شخص فعل بودن