envy rankled in his breast
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(envy rankled in his breast): بازگشت به واژه envy rankled in his breast breast envy his in اتش رشک در سينه اش مشتعل بود( يا سينه اش را مى گداخت) کلمات مرتبط(5)