exerciser
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version ورزشکار،اسباب ورزش کامپيوتر : وسيله اى که به استفاده کننده امکان مى دهد تا با استفاده از وسائل دستى برنامه ها و اتصالات سخت افزارى را ايجاد نموده و اصلاح نمايد
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ex·er·cis·er n. Pronunciation: ' ek-sər- ˌ sī-zər Function: noun Date: 1552 1 : one that exercises 2 : an apparatus for use in physical exercise]]>