مدخل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary access ; entrance ; entree ; entry ; estuary ; firth ; gate ; gateway ; introit ; mouth ; ostium ; portal واژه هاى شامل مدخل ـ (6)
- داخل کننده، درآورنده.
- اسم راه داخل شدن.
- اسم مداخل.
- اسم محل درآمد.
- اسم مدخل:
- اسم كلمه اي است عربي با معاني معادل روبرو: مقدمه، ديباچه، ورود به مبحث، سرآغاز.