fashionableness

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version توافق بارسم وايين معمول ،مطابقت باسبک روز،رعايت سبک پسنديده
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 fash·ion·able Pronunciation: ' fash-nə-bəl, ' fa-shə-nə- Function: adjective Date: circa 1580 1 : conforming to the custom, fashion, or established mode 2 : of or relating to the world of fashion –fash·ion·abil·i·ty \ ˌ fash-nə- ' bi-lə-tē, ˌ fa-shə-nə-\ noun –fash·ion·able·ness \ ' fash-nə-bəl-nəs, ' fa-shə-\ noun –fash·ion·ably \-blē\ adverb 2 fashionable adj. Function: noun Date: circa 1800 : a fashionable person
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}