صراحی

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (قدیم): نوعی تُنگ معمولا شیشه‌ای و دارای دسته و لوله بلند که شراب را از آن در جام می‌ریخته‌اند.
  2. اسم احتمالا در ابتدا محتویات صراحی را از دهانه آن می‌نوشیدند و حتی اصراری بوده که آخرین قطراتش را نیز می‌مکیدند، این مفاهیم از خود اصطلاح برمی‌آید، صُر حاکی از مکیدن است‌.
  3. اسم تُنگ‌شراب، کوزه، بلبله، ظرف شیشه‌ای گلو باریکی که شراب را از درون آن به جام و پیاله‌ی شراب می‌ریزند.
  4. اسم (موسیقی): نام ساز موسیقی ایرانیاز خانواده‌ی کمانچه و قیچک یا قیژک که صدایی همانند ویولون دارد و با آرشه نواخته می‌شود.
  5. اسم نوعی کدو.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}