قیافه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- قیافة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary countenance ; expression ; gest ; geste ; gesture ; leer ; look ; mien ; semblance ; sight ; snoot واژه هاى شامل قيافه ـ (19)
- صفت اثرشناسی.
- صفت شکل، صورت.
- صفت اندام شخ
- اسم صورت، چهره، رخ
* عربی # قیافة (اِم