سبیل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم راه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary moustache ; mustache ; mustachio ; palpus واژه هاى شامل سبيل ـ (5)
- اسم روش. ؛فی ~الله آن چه در راه خدا گذاشتهاند و هر کس میتواند از آن بهره برد.
- اسم موی پشت لب. ؛ ~ کسی را چرب کردن کنایه از: به او رشوه دادن. ؛ ~ کسی را دود کردن کنایه از: او را تنبیه کردن.
- اسم سبیل
- اسم موهای بالای دهان