قند
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جسم جامد سفید رنگ و شیرین حاصل از شیرة چغندر قند یا شکر که به آسانی در آب حل میشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary sugar واژه هاى شامل قند ـ (32)
- اسم (مجاز): هر چیز بسیار شیرین.
- اسم قند توی دل کسی آب شدن کنایه از: بسیار خشنود و خوشحال شدن.