دماغ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- دَ
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary encephalon ; genius ; pecker واژه هاى شامل دماغ ـ (7)
- اسم بینی. ؛ ~ چاق بودن کنایه از: تندرست و خوشحال بودن. ؛از ~ فیل افتادن کنایه از: خود را معتبر و والامقام پنداشتن، متکبر بودن. ؛ ~ کسی سوختن کنایه از: ناکام و ناامید شدن.
* سریانی