موتور
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دستگاهی که سبب به کار انداختن و تولید ماشین میشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary engine ; motor واژه هاى شامل موتور ـ (35)
- اسم دستگاهی که انواع انرژی را به انر ژی مکانیکی تبدیل میکند.
- اسم موتورسیکلت.
- اسم موتور
* فرانسوی