انتخابات
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گزینشها.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل انتخابات ـ (7)
- اسم (سیاسی، حقوق): جریانی سازمان یافته که در آن، مردم یا گروهی برای انتخاب یک یا چند نفر رأی میدهند تا در مجلس، حزب، و مانند آنها نماینده آنها باشند.
- اسم انتخابات پارلمانی: انتخاباتی که بهمنظور تعیین نمایندگان قوهٔ قانونگذاری برگزار میشود.
- اسم انتخابات عمومی: انتخاباتی که در سراسر کشور برگزار میشود.