توت
زبان مبدأ: فارسی
/www.academia.edu/
معنی فارسی
- اسم میوهای کوچک، سفید رنگ، نرم، آبدار، و شیرین.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary berry ; mulerry واژه هاى شامل توت ـ (16)
- اسم درخت این میوه که برگهای آن برای تغذیه کرم ابریشم استفاده میشود.واژه توت مربوط به زبان کرمانی (tü)، مازندرانی (تیر)، (تیر)، خوارزمی از (twt)، واخی tыt، tыẟ، Munji tūy، Parachi tī، Waneci (tūwa، təwā)، سانسکریت तूत (tūta)، तूद (tūda)، (लू کشمیری) تول)، تُل (تول)، اودیا ତୁଳ (توحا) و غیره، همه به معنی توت است. جهت وام گیری بین واژه های ایرانی و هند و آریایی مورد مناقشه است.
- اسم میوهای است آب دار و شیرین، ادرار - آور و دارای ویتامینهای B و C. درختش بزرگ با برگهای نسبتاً پهن است که به مصرف خوراک کرم ابریشم میرسد.