توت

زبان مبدأ: فارسی

/www.academia.edu/

معنی فارسی

  1. اسم میوه‌ای کوچک، سفید رنگ، نرم، آبدار، و شیرین.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary berry ; mulerry واژه هاى شامل توت ـ (16)
  3. اسم درخت این میوه که برگ‌های آن برای تغذیه کرم ابریشم استفاده می‌شود.واژه توت مربوط به زبان کرمانی (tü)، مازندرانی (تیر)، (تیر)، خوارزمی از (twt)، واخی tыt، tыẟ، Munji tūy، Parachi tī، Waneci (tūwa، təwā)، سانسکریت तूत (tūta)، तूद (tūda)، (लू کشمیری) تول)، تُل (تول)، اودیا ତୁଳ (توحا) و غیره، همه به معنی توت است. جهت وام گیری بین واژه های ایرانی و هند و آریایی مورد مناقشه است.
  4. اسم میوه‌ای است آب دار و شیرین، ادرار - آور و دارای ویتامین‌های B و C. درختش بزرگ با برگ‌های نسبتاً پهن است که به مصرف خوراک کرم ابریشم می‌رسد.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}