دانشجو
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت منسوب به دانش؛ آنکه در مقطع تحصیلی بالاتر از دیپلم در دانشگاه یا مراکز آموزش عالی تحصیل میکند؛ شاگرد دوره آموزش عالی. جمع: دانشجویان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary collegian ; student واژه هاى شامل دانشجو ـ (2)
- صفت طالب علم، جوینده علم، دانشپژوه.