gyro

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(gyro): بازگشت به واژه gyro attitude gyro differential laser gyro directional gyro indicator floating gyro free gyro gyro angle gyro compass gyro magnetic compass gyro pilot gyro plane gyro repeater gyro rotor gyro wheel gyro-compass rate gyro rate integration gyro ژايرو،ژيروسکوپ ،وسيله اى که از اندازه حرکت زاويه اى يک جرم دوار( رتور) شيمى : ژيروسکوپ علوم هوايى : وسيله اى که از اندازه حرکت زاويه اى يک جرم دوار کلمات مرتبط(16)
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Gy·ro n. Pronunciation: ' jī-( ˌ )rō Function: noun Inflected Form: plural Gyros Etymology: Gyro International (association) Date: 1971 : a member of a major international service club
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}