hands on
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hands on): بازگشت به واژه hands on hands on فرايند فيزيکى بکار بردن يک سيستم کامپيوترى کامپيوتر : تعيين يک فعاليت يا اموزش که با عملکرد واقعى قطعه اى از سخت افزار درگير است کلمات مرتبط(2)