یخچال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم وسیلهای معمولا به شکل مکعب مستطیل و با ابعاد گوناگون که برای سرد نگه داشتن مواد خوراکی و تهیه یخ به مقدار کم بکار میرود. محل نگاهداری یخ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ice house ; icebox ; icehouse ; refrigerator واژه هاى شامل يخچال ـ (9)
- اسم وسیلهای که با نیروی برق کار میکند و هرچه را در آن بگذارند سرد نگاه میدارد.