ارتش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم مجموع نیروهای نظامی یک کشور. سپاه، لشکر. آرتش.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary army ; military واژه هاى شامل ارتش ـ (19)
- اسم بخشی یا یکی از نیروهای نظامی بعضی کشورها.
- اسم برگرفته از ارتیشتار فرد متعلق به طبقه سپاهیان در زمان ساسانیان.