شیری
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت مربوط به شیر. دندان شیری.
- صفت شیرخوار.
- صفت شیر فروش.
- صفت به رنگ سفید مات که اندکی مایل به زرد باشد.
- صفت رضاعی.
- صفت : ویژگی مغز در دانههای مغزدار مانند بادام و فندق که هنوز خوب سفت و بسته نشده است.
- صفت مانند شیر. شیر بودن، وضع و حالت شیر، و به مجاز شجاعت و دلیری.
- صفت شیری ممکن است در زبان معیار باستان بصورت شیره، سیره یا سیری قابل تلفظ بوده، که معنا و مفهوم دیگری داشته است.