ارزش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم میزان، برابری چیزی با پول رایج، قیمت، بهاء.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary avail ; cost ; meed ; price ; valence ; value ; worth ; worthiness واژه هاى شامل ارزش ـ (81)
- اسم بها، ارز، قدر، قیمت.
- اسم ارزش ممکن است در زبان معیار باستان بصورت اَر ـ زش قابل تجزیه باشد؛ یحتمل به معنی شوهر زشت بوده است. ارجیش.