hot money
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hot money): بازگشت به واژه hot money hot money پول فعال ،پول داغ ،پول فرار بازرگانى : پول متحرک ،منظور زمانى استکه مردم بدليل نرخ تورم بالا مايل به نگهدارى پول نيستند و انرا به کالا تبديل ميکنند کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary hot money Function: noun Date: 1936 : investment funds intended for the highest short-term rate of return