زیتون
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم درختی است با تنه ناصاف و دارای شکافهای مشخص، ولی در گیاهان جوان صاف و رنگی مایل به سبز دارد. میوه این درخت سبز و گوشتدار شبیه به آلوچهاست که روغن فراوان دارد و ملین.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary olive واژه هاى شامل زيتون ـ (5)
- اسم ~پرورده میوه زیتون که هسته آن را درآورده و داخل آن را از دانههای خشک شده انار ترش و گردوی کوبیده پر کرده باشند.