چای
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دَم کرده برگهای خشک شده گیاهی به همین نام در آب جوش که به صورت نوشیدنی گرم استفاده میشود و تحریک کننده و دارای مزه گس است.
- اسم چاییدن که آن را شیرین نکردهاند و با حبه قند نوشیده میشود. چای فوری پودری که با حل کردن در آب جوش به صورت چای آماده درآید. ؛ چای کیسهای خرده چای خشک که درون کیسه نازک کوچکی جای دارد و برای استفاده آن را در آب جوش اندازند.
- اسم بررسی ریشهشناسی واژهی «چای» ۱. فارسی میانه و اوستایی در فارسی میانه، واژهی «چاییدن» به معنای «چشیدن، امتحان کردن، مزه کردن» وجود داشته است. در اوستایی و پهلوی، ریشههایی مانند čaya- یا čayā- با معنای «نوشیدن، گرفتن مایعات» مشاهده میشود. این ریشهها با مفهوم استخراج و نوشیدن مایعات در ارتباط هستند و میتوان آنها را پایهی معنایی واژههای فارسی نو دانست. منابع: 1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch, 1919. تحلیل واژههای اوستایی و تطبیق با فارسی میانه و فارسی نو. 2. Hinüber, O. Altiranisches Wörterbuch, 1990s edition. بررسی دقیق ریشهها و معانی اوستایی و پهلوی. 3. Kellens, Jean. Textes Védico-Iraniens et Indo-Iraniens, 2001. تطبیق ریشههای اوستایی و پهلوی با متون هندواروپایی و ایرانی باستان. --- ۲. تطبیق با زبان سانسکریت در سانسکریت، واژههایی مانند cāyati یا chāy با معنای …
#چاییدن که آن را شیرین نکردهاند و با حبه قند نوشیده میشود. چای فوری پودری که با حل کردن در آب جوش به صورت چای آماده درآید. ؛ چای کیسهای خرده چای خشک که درون کیسه نازک کوچکی جای دارد و برای استفاده آن را در آب جوش اندازند. #بررسی ریشهشناسی واژهی «چای» ۱. فارسی میانه و اوستایی در فارسی میانه، واژهی «چاییدن» به معنای «چشیدن، امتحان کردن، مزه کردن» وجود داشته است. در اوستایی و پهلوی، ریشههایی م…