کبریت
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم قطعه کوتاه و باریکی از چوب که انتهای آن به مواد آتش زا مثل گوگرد آغشته شده و بر اثر مالش یا اصطکاک با سطح زبر آتش میگیرد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary light ; lighter ; match واژه هاى شامل کبريت ـ (3)