دروغ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم سخن ناراست، خلاف حقیقت، کذب. مقابل راستی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bung ; equivocation ; fable ; false ; falsehood ; falsity ; fib ; fiction ; lie ; untrue واژه هاى شامل دروغ ـ (29)
- اسم دروغ شاخدار کنایه از: دروغ بزرگ.
- اسم دروغ مصلحت آمیز: دروغی که به خاطر فرو نشاندن فتنه و آشوب و پیشگیری از آسیب و زیان گفته میشود.