فرمول
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم نمونه، سرمشق، دستور (فره)
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary formula ; frame واژه هاى شامل فرمول ـ (12)
- اسم رمز.
- اسم نشان دادن یک اصل یا رابطهای معین با نمادهای ریاضی.
- اسم نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصا
- اسم فرمول
* فرانسوی