تلفن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دستگاهی که به وسیله آن میتوان اصوات و مکالمات را به مسافت دور انتقال داد یا دریافت کرد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary phone ; telephone واژه هاى شامل تلفن ـ (23)
- اسم چیزی که برای برگذاری ارتباط به کار میرود.