گوشی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گیرندة تلفن که به وسیلة آن صدای طرف مکالمه شنیده میشود.
- اسم وسیلهای برای پوشاندن گوش برای سرما و گرما.
- اسم اسبابی برای گوش دادن به صداهای درون بدن جاندار مثل قلب و ریه.
- اسم سمعک.
- اسم نوعی بیماری در سرانگشتان که باعث عفونت آن میشود.
- اسم گوشی