impatiently

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version ازروى ناشکيبايى ،ازروى بى صبرى ،ازروى بيطاقتى ،باشتياق
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary im·pa·tient adj. Pronunciation:     ( ˌ )im- ' pā-shənt Function:           adjective Etymology:          Middle English impacient, from Anglo-French impacient, from Latin impatient-, impatiens, from in- + patient-, patiens patient Date:               14th century 1 a : not patient : restless or short of temper especially under irritation, delay, or opposition b : INTOLERANT 1 < impatient of delay> 2 : prompted or marked by impatience <an impatient reply> 3 : eagerly desirous : ANXIOUS < impatient to get home>   –im·pa·tient·ly adverb ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}