injector

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(injector): بازگشت به واژه injector electron injector grease injector injector nozzle injector pump injector valve انژکتور،وسيله تزريق ،تزريق کننده ،الت تزريق علوم مهندسى : افشانک سوخت پاش علوم هوايى : پاشنده علوم دريايى : نفت افشان کلمات مرتبط(5)
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·ject v. Pronunciation: in- ' jekt Function: transitive verb Etymology: Latin injectus, past participle of inicere, from in- + jacere to throw ― more at JET Date: 1601 1 a : to introduce into something forcefully b : to force a fluid into (as for medical purposes) 2 : to introduce as an element or factor in or into some situation or subject –in·ject·able \- ' jek-tə-bəl\ adjective or noun –in·jec·tor \- ' jek-tər\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}