input bound
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(input bound): بازگشت به واژه input bound bound input وسيله اى که عمل به خارج فرستادن داده ها را با نرخى سريعتر از ورود داده ها انجام بدهد کامپيوتر : کران ورودى کلمات مرتبط(2)