پرده

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم پوشش، حجاب.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary blind ; curtain ; membrane ; pall ; patagium ; purdah ; screen ; tympan ; tympanon ; veil ; window shade واژه هاى شامل پرده ـ (89)
  3. اسم پارچه‌ای که بر پنجره بیاویزند.
  4. اسم نوا، گاه.
  5. اسم هر یک از بخش‌های نمایش که با افتادن پرده، صحنه عوض می‌شود.
  6. اسم مجازاً آن چه که مانع خوب دیدن یا شنیدن می‌شود.
  7. اسم لایة نازکی از بافت‌ها که سطح اندام را می‌پوشاند.
  8. اسم حجله.
  9. اسم حرمسرا.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}