پرواز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم بال زدن و پریدن پرندگان در هوا، پرش، پریدن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary blast off ; flight ; fly ; flying ; plane ; wing واژه هاى شامل پرواز ـ (43)
- اسم تختههای باریکی که روی سقف کنار هم میچینند و حصیر یا پوشال را روی آن میاندازند.