پروار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت فربه، چا
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل پروار ـ (2)
- اسم جایی که گوسفند یا گاو را نگاهدارند تا فربه شوند.
- اسم خانة تابستانی، خانة بادگیر.
- اسم بالاخانه.
- اسم آتشدان عودسوز.
- اسم رف، طاقچه.
- اسم تختههایی که سقف خانه را بدان پوشند.
- اسم قلعه، حومه ؛ پربار و پرباره و پربال و پرباله و فربال و فرباله و برواره و فرواره نیز گویند.